اترك رسالة

معنی خرد لغت‌نامه دهخدا

معنی واژهٔ خرد در لغت‌نامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب خرد. [ خ ِ رَ ] (اِ) عقل . (برهان قاطع) (از انجمن آرای ناصری ) (از آنندراج ).

معنی خرد فرهنگ فارسی معین

خرد معادل ابجد 804 تعداد حروف 3 تلفظ xord نقش دستوری اسم ترکیب (صفت) [پهلوی: xvart] مختصات (خَ) (اِ.) آواشناسی xerad الگوی تکیه WS شمارگان هجا 2 منبع فرهنگ فارسی معین نمایش تصویر معنی خرد

معنی خرد کردن لغت‌نامه دهخدا

معنی واژهٔ خرد کردن در لغت‌نامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب خرد کردن . [ خ ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بقسمتهای ریزه ریزه شکستن .

فرهنگ معنی در دیکشنری آبادیس

معنی فرهنگ معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و در فرهنگ لغت آبادیس برای مشاهده کلیک کنید ( وزارت ) . در عهد ناصرالدین شاه وزارت علوم نام داشته در دوره مشروطیت وزارت معارف و اوقاف و

معنی فرهنگ لغت‌نامه دهخدا

معنی واژهٔ فرهنگ در لغت‌نامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب فرهنگ . [ ف َ هََ ] (اِ) (از: فر، پیشوند + هنگ از ریشه ٔ ثنگ اوستایی به معنی کشیدن وفرهختن و فرهنگ ) هر دو مطابق است با ادوکات و اِدوره در لاتینی که به

لغت معنی در دیکشنری آبادیس

الفاظی که قومی بدان تکلم کنند زبان لسان : و از نتایج طبع و نسایج خاطر اواین دو بیت در صنعت فارسی و لغت حجازی آورده .. ۳- علم لغت : ایمان در لغت تصدیق باشد . ۴- کتابی که در آن معنی کلمات یک زبان شرح شده قاموس فرهنگ .

ملطفه معنی در دیکشنری آبادیس

معنی ملطفه معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و در فرهنگ لغت آبادیس برای مشاهده کلیک کنید مُلَطّفِه (یا: ملاطفه) در قدیم به نامه خُرد، خصوصی و کوچک، و عموماً بدون ذکر عنوان که حاوی

ترانه معنی در دیکشنری آبادیس

معنی ترانه معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و در فرهنگ لغت آبادیس برای مشاهده کلیک کنید ترانه های خزانگی ؛ مراد از ترانه های عمده و ترانه هایی که پادشاه یا امیری تصنیف کرده باشد.

چله معنی در دیکشنری آبادیس

معنی چله معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و در فرهنگ لغت آبادیس برای مشاهده کلیک کنید || چهل روزی که درویشان در گوشه ای نشینند و روزه دارند و عبادت کنند.

معنی دک لغت‌نامه دهخدا

معنی واژهٔ دک در لغت‌نامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از دک و دنده ؛ جمالزاده در فرهنگ لغات عامیانه گوید: بالاتنه . قسمت از کمر به بالای بدن به استثنای اطراف عالیه و دو دست .

معنی خرد فرهنگ فارسی معین

خرد معادل ابجد 804 تعداد حروف 3 تلفظ xord نقش دستوری اسم ترکیب (صفت) [پهلوی: xvart] مختصات (خَ) (اِ.) آواشناسی xerad الگوی تکیه WS شمارگان هجا 2 منبع فرهنگ فارسی معین نمایش تصویر معنی خرد

حمایت اجتماعی چیست؟ فرهنگ خرد

2022-2-15  حمایت اجتماعی چیست؟ حمایت کردن به چه معنی است؟ حمایت کردن در لغت به معنی پشتیبانی، دستگیری و دفاع از کسی است. مدتی است که در تبلیغ‌های تلویزیونی صدا و سیما شاهد پیام‌هایی استعاری هستیم که ارزش‌ها و

کابین معنی در دیکشنری آبادیس

معنی کابین معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و در فرهنگ لغت آبادیس برای مشاهده کلیک کنید آبادیس از سال 1385 فعالیت خود را در زمینه فن آوری اطلاعات آغاز کرد.

break در فارسی انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت در Glosbe

در حالی که هر سه دکل به کناره کشتی میخوردند و صدای رعد میکردند و از پس و پیش امواج دریا به سر ما میریخت؟ MIZAN After Invasion was canceled, he played ruthless FBI Agent Alexander Mahone in three seasons of Prison Break (2006–2009).

معنی مر لغت نامه دهخدا پارسی ویکی

معنی واژه مر در لغت نامه دهخدا در پارسی ویکی مر. [ م َ ] ( ) حرفی است که به نظر فرهنگ نویسان برای زینت و تحسین کلام یا برای اقامه ٔ وزن در شعر یا برای افاده ٔ حصر و تحدید یا برای تأیید در جمله ذکرمی شود و به عقیده ٔ گروه دیگر از

chop در فارسی انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت در Glosbe

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت chop verb noun + دستور زبان (transitive, baseball) To hit the ball downward so that it takes a high bounce. وقتي گل سومش در اومد ، خرد ميکنيم ميريزيم تو پوست سياه. OpenSubtitles2018.v3 The rest of the pack was now up and

معنی فرهنگ در زبان ترکی و فارسی ایران گلوبال

2022-2-24  واژه ی فرهنگ فارسی در زبان ترکی. 1- به معنای کتاب لغت یعنی « سؤزلوکsözlük». 2-به معنای فرهنگ و تمدن همانطور که دوستی هم دربالا اشاره کرده -یعنی « اکین əkin» . و همینطور فرهنگ یعنی بیلیم Bilim. 3- فرهنگ

معنی در اردو فارسی-اردو فرهنگ لغت در Glosbe

فارسی-اردو فرهنگ لغت معنی noun + دستور زبان ترجمه‌ها معنی اضافه کردن ارتھ noun masculine این عمل به معنی آن است که در دعا به یَهُوَه میگویید که میخواهید تا ابد ارادهٔ او را انجام دهید.

klein در فارسی آلمانی-فارسی فرهنگ لغت در Glosbe

به نمونه‌هایی از klein نگاه انداخته و با ترجمه در جملات، گوش دادن به تلفظ و تمرین گرامر، زبان را آلمانی-فارسی فرهنگ لغت klein adjective + دستور زبان überschaubar (iron.) (umgangssprachlich) +۴ معنی مختلف ترجمه

معنی جایزه فرهنگ فارسی عمید

معنی واژهٔ جایزه در فرهنگ فارسی عمید به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب (اسم) [عربی: جائزَة، مؤنثِ جائز، جمع: جوائز] عطیه‌ای که به برندۀ مسابقه یا به کسی که کار خوبی انجام داده باشد بدهند؛ صله؛ عطیه؛ پاداش.

معنی و جواب خوانش و فهم شعر خرد رهنمای و خرد

در انتها امیدواریم که مقاله معنی و جواب خوانش و فهم شعر شعر خرد رهنمای و خرد دلگشای صفحه 32 و 33 کتاب فارسی کلاس پنجم دبستان ، برای شما دانش آموزان عزیز مفید بوده باشد و توانسته باشید تا از آن استفاده و بهره برده باشید.

خرد (دانایی) ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

2022-2-10  خرد در فرهنگ ایرانی در متون پارسی میانه در متون پارسی میانه به دو گونه خرد اشاره شده‌است: آسْنْ خرد به معنی خرد ذاتی و در برابر آن گوش‌ سرود خرد به معنی خرد اکتسابی. در مقاله نهگانه ایرانی در آموزه ایرانیان به نقل از

لغت نامه دهخدا

2022-2-25  در این قسمت از جس جو شما به لغت نامه فارسی دسترسی دارید، در این بخش شما علاوه بر اینکه می توانید به دنبال معنی لغات فارسی بگردید، می توانید لغات فارسی مشابه از لحاظ روش نوشتن را بیابید.

معنی مر لغت نامه دهخدا پارسی ویکی

معنی واژه مر در لغت نامه دهخدا در پارسی ویکی مر. [ م َ ] ( ) حرفی است که به نظر فرهنگ نویسان برای زینت و تحسین کلام یا برای اقامه ٔ وزن در شعر یا برای افاده ٔ حصر و تحدید یا برای تأیید در جمله ذکرمی شود و به عقیده ٔ گروه دیگر از

معنی فرهنگ در زبان ترکی و فارسی ایران گلوبال

2022-2-24  واژه ی فرهنگ فارسی در زبان ترکی. 1- به معنای کتاب لغت یعنی « سؤزلوکsözlük». 2-به معنای فرهنگ و تمدن همانطور که دوستی هم دربالا اشاره کرده -یعنی « اکین əkin» . و همینطور فرهنگ یعنی بیلیم Bilim. 3- فرهنگ

لغت نامه دهخدا / فرهنگ کامل + تلفظ نوشتاری نسخه 13.6

2022-2-21  لغت نامه دهخدا کامل با تلفظ شامل شرح و معنی واژگان آثار ادبی و تاریخی زبان فارسی است . حدود نیمی از واژه نامه دهخدا (فرهنگ لغت دهخدا) ، لغات با معنی و شاهد و نیم دیگر آن اعلام تاریخی و جغرافیایی است.

فرهنگ فارسی معین موتور جستجوی ریسمون

لغت نامه دهخدا صفحه نخست درباره ریسمون حریم شخصی کاربران راهنما نظرخواهی ارسال به دوستان کلیه حقوق این وب سایت متعلق به موتور جستجوی ریسمون می باشد.

فرهنگ لغت مازندرانی : لغات و اصطلاحات مازندرانی

2 天前  این فرهنگ لغت اساس ان بر کتاب فرهنگ لغات تبری تالیف دکتر اشرفی میباشد تا کنون شامل حدود 35000 کلمه میباشد که برای هر کلمه فارسی ، معنی اصیل مازندرانی و گویش آن کلمه در شهرهای ساری ، یهشهر ، بابل ، آمل ، سوادکوه و تنکابن

معنی جایزه فرهنگ فارسی عمید

معنی واژهٔ جایزه در فرهنگ فارسی عمید به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب (اسم) [عربی: جائزَة، مؤنثِ جائز، جمع: جوائز] عطیه‌ای که به برندۀ مسابقه یا به کسی که کار خوبی انجام داده باشد بدهند؛ صله؛ عطیه؛ پاداش.

فـرهنــگ لغــت هــورامــي

فـرهنــگ لغــت هــورامــي بیایـید همه با هم در تدوين بزرگ‌ترين فرهنــــگ لغــــت هـــــورامي سهيم باشيم. پا،قچ،قاچ:پا پار:پارسال پاسه،چانه،چامنه=حه ر پاسه پال:کنار،بغل